هروله

...این «هروله» سعی و صفا را نفروشید



نویسنده : هروله ; ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز ٢۸ فروردین ۱۳۸٩

نام تو که در دلم موج می زند،

ساحل دیده تَر می شود...








نویسنده : هروله ; ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز ٢۳ فروردین ۱۳۸٩

بخواهمت،

می خواهی ام!

اما چه نابرابر...

از من یک قدم،

از تو ده ها!








نویسنده : هروله ; ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز ٢٠ فروردین ۱۳۸٩

من شمع،

تو پروانه.

هر وقت که در کنارم باشی،

برای خاطر تو، می سوزم. آب می شوم. تمام می شوم.

اما...

به محض آمدنت

دوباره جان می گیرم.

و دوباره از نو...








نویسنده : هروله ; ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱٦ فروردین ۱۳۸٩

قربت، سرانجام غربت است.

به جبران درد غربتی که از همه کشیده؛ طعم قربت می چشانی اش...








نویسنده : هروله ; ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز ۸ فروردین ۱۳۸٩

سبزی چشم هایت، سبب سبزی بهار است...

اصلا تو که نگاه می کنی، دنیا دنیا شکوفه می روید؛

اصلا نگاه تو مرده زنده می کند.







 

ara