هروله

...این «هروله» سعی و صفا را نفروشید



نویسنده : هروله ; ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز ٢٩ اسفند ۱۳۸۸

بهار بارقه ی آتشین پرواز است...








نویسنده : هروله ; ساعت ٢:٤٦ ‎ق.ظ روز ٢٧ اسفند ۱۳۸۸

غلط نکنم قصد جنگ داری.

جنگی خانمان سوز.

نه!

دل سوز...

*شیوه ی چشمت فریب جنگ داشت

ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم...








نویسنده : هروله ; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز ٢٥ اسفند ۱۳۸۸

نبّئْ عِبادی اَنّی اناالغَفُورِ الرَّحیم*...

به "بندگانت" بشارت داده ای...

من چگونه ام؟

بنده ام؟!

*حجر- 49








نویسنده : هروله ; ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱٤ اسفند ۱۳۸۸

قشنگ می نوشتی،

نام خودت را بر لوح دلم؛

با قلمِ زخم و نمک و سوزش.

هیچ گاه از دلم نمی روی دیگر...








نویسنده : هروله ; ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز ٩ اسفند ۱۳۸۸

" دلم را دار خواهم زد "...








نویسنده : هروله ; ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۳ اسفند ۱۳۸۸

دین من،

چشم های توست؛

و آئینم،

قدم هایت.

گفته اند:

" اَلنّاس عَلی دین مُلُوکِهِم "...







 

ara